قلم و کاغذ

امیر خان مرسی از محبتت. در مورد پیشنهاد "راهگشا"تون باید بگم که اینکار باعث میشه اون کرم دیگه تو آزمایش مشخص بشه!! درضمن از اصطلاحات پزشکیهای شیراز استفاده میکنی... لطفا راجعبه خودت و اینکه کجا هستی بنویس.

اروووس خان/خانم؟ راستش بد تر از بی آب و علف بودن و تنهایی و دوری و کمبود امکانات و سایر عوارض طرح ، بد ترین درد اون احساس دلسوزی و سوخته دلی (منظورم جزغاله شدن و داغمه بستنه) هست چه برای خودت و چه برای بعضی از بیماران. چون بدبختی شغل ما اینه که حال و روزمون بستگی به حال و روز مریضهامون داره و واسه اینه که توی پزشکی امروز که زندگی یه آدم به 3 میلیمتر جا وابسته هست دیگه از گوشی و آبسلانگهات کاری ساخته نیست و اینجاست که آدم کفرش درمیاد. چون توی این شرایط خیلی کم پیش میاد که با امکانات ناچیز یک درمانگاه روستایی بشه با طبیعت خشن و برق آسای اورژانسهای پزشکی غلبه کرد. یادش بخیر پدربزرگم میگفت: "دکتر بشو. دکتری یه قلم میخواد و یه کاغذ... به همین راحتی!"

عرض شود که... دیشب 4 ساعت نجاری کردم تا یک لونه بزرگ واسه توله سگها بسازم. بعد از کلی اره کردن و میخ کوفتن بالاخره ساعت 11 و نیم شب منزل جدید آماده شد ولی موقع حمل و نقل به حیاط افتاد و سقفش که با کلی وسواس و بدبختی سوار کرده بودم جدا شد. بقدری اعصابم خورد شد که بقیه اش رو هم درب و داغون کردم و رفتم خوابیدم! امروز ظهر از شیراز حرکت کردم و وسطهای راه یادم اومد که کلید خونه عمادده رو شیراز جا گذاشته ام!! زنگ زدم شیراز که کلیدو بدن به اتوبوس بعدی. واسه همین امشب مجبورم لار بمونم و یکساعت دیگه باید برم لب جاده!

یک کم از لار بگم.... اسمشو گذاشته ام "بایک-سیتی" (Bike City) چون بیشتر از اینکه آدم ببینی موتورسیکلت میبینی و از 7 ساله تا 70 ساله دوپشته و سه پشته و در دسته های 4 تایی به بالا تا پاسی از شب در خیابانها رژه میرن. میدان اصلی شهر (میدان آزادی) که فعلا در دست ساخت است فبلا قرار بوده شبیه میدان آزادی تهران در ابعاد کوچکتر بشه اما الآن شبیه فشنگ و یا حتی بیشتر شبیه عضو زهرماری شده!! شهر قدیم لار که در زلزله 40 سال پیش ویران شده بود هنوز مرکز اصلی خرید و فروش و تجارت هست و مردم تمایلی برای نقل مکان به شهر جدید که کلا زندگی گرانتری رو تحمیل میکنه نشون نمیدن.یک سینما هست که 2 ماه یکبار فیلم عوض میکنه و شما میتونید برای دیدن فیلمهای 2 سال پیش جا رزرو کنید. کمی بالاتر فرمانداری لار است و بالاتر بازار امام هست که شبیه بازار عربهای کیش هست و روبرویش اولین و تنها کافی نت در جهان که کشیدن دود آزاد است!!

خوب چرت و پرت بسه برم دیگه... راستی این مطلب رو راجعبه سیمین دانشور افتخار ادبیات معاصر ایران بخونید.

/ 10 نظر / 10 بازدید
مهتاب

سلام شيرازی! تازه کشفت کردم. من يه زمانی شيراز درس ميخوندم. ۲ سال پيش. البته نه پزشکی.وبلاگت جالبه. خسته نباشی از طبابت.

مینا

احساست رو درک میکنم.

قلی چوپون دات کام

آقاهه چرا همه خواننده هات دخترن !!! راستی اگه خواننده هات ۱۰ برابر شدن تعجب نکن من برات تبليغ کردم اساسی واقعا وبلاگ خوبی داری

shima

سلام دکتراميرعزيز شبتون بخيروخوشی.هفته پيش باوبتون آشناشدم وخواستم براتون پيام بزارم که اکانتم تموم شدوحالاميگم.خيلی خوب؛روان؛خودمونی وواقعی مينويسی.ازخوندن نوشته های توودوستان ديگت خوشحال شدم واميدوارم همتون پايداروسلامت باشيد. دکترجان اگرمن جای شمابودم سرجريان مرگ سهراب اون آقای محمدی واون راننده آمبولانس وميکشتم که انقدرسهل انگارن نسبت به زندگی آدما.تووب خودم هم نوشتم.راستی خوشحال ميشم به من هم سری بزنيداگرچه من مثل شماخوب نيستم وخوب هم نمينويسم. شادباشيد شيما

مجيد

به نام خدا . سلام دوست عزيز اگر درمورد وظايف كاري كاردان و كارشناس بهداشت عمومي گرايش مبارزه با بيماريها و ارتباطات آنها با پزشك اطلاعاتي داريد خوشحال مي شوم براي من ميل بزنيد . در ضمن وبلاگ منهم بهداشتي ـ پزشكي هست خوشحال مي شوم تشريف بياوريد .

nazanin

سلام سلام: من حس ناسيوناليستيم گل کرد گفتم بيام اينجا به ياد وطن.... ميخوام بلينکمت.....مطالب پزشکی هم که حرف نداره. به رودی وبلوگ خودمو هم (ژنتیک ) راه ميندازم و توش مطب میذارم. موفق باشی......

پارمیدا سالار معتمد

سلام من پارمیدا هستم دانشجوی دندانپزشکی تهران و21 سال دارم مطالب شما را خواندم زیبا بود شما هم به من سر بزنید و نظرات خود را بگذارید.

بهزاد

هموطن همکار کجا موندی کاکو؟ اين لاگ يه جورهايي نقش Emadcity Times رو برای ما داره. هر جا هستي سلامت باشي.

بنیامین

وبلاگ قشنگی داری به ما هم سر بزن تا بعد .................